مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
قسم بر چهرۀ چون ماه تابان عـلی اکبر جهان دیگر نخواهد دید همسان علی اکبر حـسین بن عـلی کار تمـام نوکـرانش را سپرده از سر رحمت به دستان علی اکبر اگرچه میدهد روزیِ عالم را ابوفاضل به شیعه میرسد پیوسته احسان علی اکبر شبی پائین پا خلوت کن و بنگر جهان آنجا گرفته دست خواهش را به دامان علی اکبر شب جـمعه که مهمانان ثـارالله بـسیارند ببین با چشم دل زهراست مهمان علی اکبر ضریح از بوی سیب سرخ لبریز است و میآید شمـیم یاس از سمت گـلـستان علی اکبر بساط روضه بر پا میشود با گریۀ زهرا پریشان میشود عالَم، پریشان علی اکبر در آن باران اشک و آه پائین پای ثارالله بمیـرم کـاش از داغ فـراوان عـلی اکبر دل غم دیدهای دارم که نذر شاه خواهم کرد سر نـاقـابـلم را هم به قـربان عـلی اکبر |